گاهی به همه چیز شک می کنم!به وجود!به عدم!به خودم و به او!وقتی دست هایش را لمس می کنم،به خودم می گویم آیا واقعیت دارد؟آیا او یک جسم است؟آیا فردا که بیدار می شوم باز هم هست؟تمام نمی شود؟نمی دانم!من به این جا مشکوکم!به همه!به عدم!به وجود!به نگاه!به آدم ها و نگاه کردن هایشان!به چشم هایشان!به راست به دروغ!می شود دستم را بگیری و مرا بیندازی در حقیقت؟می شود دیگر شک نکنم!؟لطفا!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:01
من خواب این روزا رو دیده بودم...
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:01
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:01
من توی زندگی شکست های آن چنانی ای نداشته ام(بحمدالله)که الان بعدِ کلی زندگی کردن برگردم و هی اشک بریزم،هی غصه بخورم!ولی شاید برگردم به آن روزها،خیلی کارها را نکنم!انتخاب دانشگاه را بهتر و با تامل بیشتری انجام دهم یا در باب پیدا کردن دوست!سنجیده تر عمل کنم!
*فضای وب،کاملا شخصی ست!و شما دوست به ظاهر غیر محترم میتوانید نظر ندهید.
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:01
مثل «قلی» نباشیم
#سوری_لند
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:01
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
انگار بعد از بیست سالگی یک دور پوست انداخته ام!انگار بزرگ شده ام و خانم!به اندازه ی بیست سالگی ام حرف ها را بیشتر توی دهانم مزه میکنم و خیلی وقت ها هم اصلا حرف نمیزنم!دلم می خواهد بیشتر توی خانه بمانم و فکر کنم!انگار سین ف،دیگر آن سین ف ی یک سال یا دوسال پیش نیست!انگار دارد کم کم پیله اش را باز می کند!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
با آدم های خاکستری چه باید کرد؟آن ها را کشت؟از پلک آویزان کرد؟موهایشان را دانه دانه کند؟فحش بد داد؟کم محلی؟سروصدا؟دعوا؟حرص و جوش؟فکر نمی کنم هیچ کدامشان کارگر باشد برای آدمی که به ارزش های خودش هم بی اعتناست!
به نظر من یک رای دهنده ی خوب آن است که هر جا نامزد مجبوبش میتینگی جشنی سخنرانی چیزی داشت بارو بندیل ببندد و برود!حالا هر کس که می خواهد باشد،فرق ندارد!مهم،آن هواداری ست که باید به نحو احسن اعمال شود!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
مثل سین ف مغرور نباشید!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
همیشه از آدم هایی که جواب کامنت های برخی را به صورت پست،در می آورند بیزار بوده ام!اصلا چه کاری ست!آقا یا خانم ایکس آمده،یک حرفی زده و رفته!اصلا به لوزالمعده تان!به جهنم!بروید حال کنید که بعضی ها فکر و اعصابشان را درگیر شما می کنند ولی اسراف نکمید جانان دلم!
آقای سعید،که آدرس نمی گذاری!آدرس بگذار برادر!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
یاد بگیریم توی زندگی هم دیگر سرک نکشیم!الکی هی نپرسیم که برنامه ات برای افق ۱۴۰۴چیست؟!هی نگوییم بعد از کارشناسی،ارشد یا دکنری،چه خواهی کرد؟!نپرسیم اصلا بچه میخواهی یا نه!!بخدا این ها همه مثل مسواکند!جواب این سوالات را می گویم!شخصی اند!سکرت اند!ان قدر نپرسید!درک کنید صورت سرخ شده از خجالت طرف مقابلتان را در واکنش به این دست سوالات!نکن جانان من
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
میشود لااقل این روز ها با ادکلن هایتان دوش نگیرید؟میدانید که یکی از مبطلات روزه استشمام بوی غلیظ است؟اگر نمیدانید بدانید!!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26
یک گروه مسخره زده است،تنبل های کلاس بجز فلانی مثلا!بعد می گوید بیایید معذرت خواهی کنیم!هرچهارتایمان از هم!!ولی من هیچ چیز نگفتم!ببخشید که تو بی احترامی می کنی؟ببخشید که به خاطر نمره ی تربیت بدنی به م خندیدی؟ببخشید که می گویی بعضی ها زور نمره می زنند؟واقعا ببخشید که همه را تحقیر می کنی؟ببخشید ببخشید!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 22:26